فقط برو...
تو میری و دوباره من از بی قراری میگذرم
از شب من رد میشی و از خواب گریه میپرم
نه تو به من دلم میسپری نه من شبیه تو میشم
چیزی نمونده از منو دستای مثل آتیشم
بخشیدمت اگه به فکر رفتنی
اگه کنار من تنها تر از منی
بدل نگیر اگه که بی تحملم
تنهام بذار برو
بخشیدمت گلم
بخشیدمت گلم...
+ نوشته شده در یکشنبه ۳ بهمن ۱۳۸۹ ساعت 19:50 توسط سامان
|
خداوندا !!! دستهايم خالي است و دلم غرق در آرزوها، يا به قدرت بيکرانت دستانم را توانا کن يا دلم را از آرزوهاي دست نيافتني خالي کن